نگاه کوتاه یک ارتباطاتی
یادداشت کوتاهی از یک دانشجویی علوم ارتباطات برای ریئس جمهور آینده
اولاً تعامل با دنیا و گسترش تجارت آزاد دوماً سروسامان دادن به اوضاع ارز در بازار داخل ،کنترل بر قیمتها و همچنین بهبود شرایط اقتصادی و از طرف دیگر کنار نگذاشتن نقاط مثبت طرح های دولت حاضر البته با کار کارشناسی شده بیشتر مثلا اعمال سهمیه بندی بنزین اما باقیمت عادلانه ، ادامه ساخت و سازهای مسکن مهر با پشتکار بیشتر واجرای نظام سلامت در قالب طرح پزشک خانواده اما باز هم میگم درقالب کار کارشناسی شده بیشتر.
البته از لحاظ اقتصادی دولت آینده با مشکلاتی فراوانی روبروست اما در این میان به نظرم انچه مهمتر است اوراق عرضه و سهامی است که به طور گسترده در دولت نهم و دهم به مردم واگذارشد آن هم با سودهای کلان 25درصد و حتی بالاتر که با در نظر گرفتن بازپرداخت اصل پول و سود در سالهای آینده کشور با کمبود بودجه برای باز پرداخت این پولها به مردم روبرو می شودو همچنین در صورت امکان باز پرداخت دوباره با نقدینگی ( پول زیاد در دست مردم ) و به مراتب بدتر از آن تورم دوباره باشیم که نیاز به تدبیر آگاهانه دارد.
ازسوی دیگر این مردم به وعده ها زیاد دیگر بها نمی دهند چون از یه طرف دولت کنونی در اوایل وعده برابری داد اما آنچه که امروز من وتو شاهد آنیم به مراتب بدتر از بی عدالتی است به طوری که مردم باید شب و روز برای نان دوندگی کنند البته قشر متوسط و روبه پایین و کم درآمد جامعه.
دیگر مردم به وعده های توخالی راضی نیستند مردم تیمی کارآمد می خواهند که در نگاهشان در شخصی می تواند جمع شودکه هم در عرصه وعده یا نظر و عمل عین کف دست صادق باشد و بتواند مردم را نسبت به وعده هایش راضی نگه دارد البته شرایط گفتمانی امروز ایران که جوانان چه می خواهند مسئولان چه می خواهند معلمان چه می خواهند دانشجویان به دنبال چه هستند و زندانیان سیاسی چه می خواهند و اصلاح طلبان و اصولگرایان به دنبال چه می گردند را همه باید در نظر گرفت که ازهر طرف که چه اصلاح طلب، میانه رو واصولگرا بیاید باید شرایط را کامل بسنجد و نیازها را به خوبی شناسایی کند و بتواند در برنامه هایش آنها را جای دهد .
در جریان اصلاح طلب که بیشتراز طرف مقابل یعنی جریان اصولگرا تقریبا افراطی سعی می کنند جریان اصلاح طلبی را طوری وانمود کنند که می خواهند تمام بنیانها را از نو در اندازند که این تفکر واقعا غلط است و از طرفی خود اصلاح طلب افراطی مستقیماً به جنگ کاستی ها می روند که به نظر می رسد اصلاحات تدریجی و گام به گام می تواند نتیجه بخش باشد و همچنین تکیه نکردن بر یک بعد از اصلاحات که در تمام دولتهای قبلی مثلاً هاشمی اصلاحات اقتصادی و سازندگی با توجه به شرایط زمان جنگ و پس از آن ، خاتمی اصلاحات سیاسی و توجه کمتربه بعد های دیگر نه اینکه توجه نمی شد ، دولت احمدی نژاد تاکید بر اصلاحات اجتماعی و به طور کامل غفلت از سایر ابعاد اصلاحات بوده است.
به نظر می رسد انتخابات آینده تیمی می خواهد اصلاح طلبی که تمام ابعاد اصلاحات را برای برنامه هایش تعریف کند و هر کدام را از سطح مفهومی و انتزاعی به سطح عملیاتی و برنامه ریزی شده وبا تضمین اجرایی تبدیل کند که در این صورت می تواند به نیازهای اصلاح طلبی پاسخ دهد و اگر اصولگرایان بر سر کار بیایند باز باید مراعات حال اصلاح طلبان را برای پیشبرد امور داشته باشند .